تبليغاتX
Failure-ism
شعبه ی دیگری ندارد .

عشق فيلريزم 36 :


همون لحظه كه نگاهم تو چشماش افتاد فهميدم مرد زندگيم رو پيدا كردم

تا اينكه در دقيقا همون لحظه گوشيش زنگ زد و آهنگ " مي خوام برم به تهران " در هوا طنين انداز شد !





+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 0:58  توسط گلنار  | 


اگه يه روز بري سفر

بري ز پيشم بي خبر

i wont give a shit

!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:32  توسط گلنار  | 


we have one way :  havin no way


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 1:54  توسط گلنار  | 


اين نگاه گيراي شما من رو ياد فرياد در گلوي داداييست هايي مي اندازد كه به تمام نرم هاي زيبايي هاي جهان هستي طنين انداز شد و اينجاست كه شاعر مي گه: تو خوشگلي همه راست مي گن با نمكي همه راست مي گن به به به


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 18:40  توسط گلنار  | 


نه عزيزم دلم برات تنگ نمي شه

فقط ممكنه قبل از رفتنت با اون بيلي كه دم دره يكي بزني تو سرم تا خاطراتمون يادم بره ؟


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نه شهين جون چه زحمتي اينا وظيفه است گفتين از كدوم طرف برم ؟

پيتيكو پيتيكو پيتيكو ...!



+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 2:4  توسط گلنار  | 

 

درس زندگی را نه در مدرسه از معلم عبوس که در بقالی سر کوچه از بستنی عروسکی میهن آموختیم:

باید لبخند زد با اینکه زندگی چوبی در تو فرو کرده است !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 9:42  توسط گلنار  | 

 

روح بزرگ تو چه زود از جسمت خسته شد

..........

دیر است

برای اینکه بگویم : عزیزی رفیق عزیزی نعمت عزیز

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 23:26  توسط گلنار  | 

 

از میان دوستان " خوب ":


یه دسته مثل جواهر می مونن گرون قیمت ولی به هر حال دارای قیمتی مشخص  با ارزش و کمیاب و از اون دسته ای که اکثرا دنبال پیدا کردنشن یه دوست ایدآل برای عموم مردم  دارای این قابلیت که باهاش به بقیه پز بدی و از وجودش افتخار کنی و در نهایت در پس ذهنت بترسی که یکی ازت بدزدتش.

ولی دسته ی دوم رو باهاشون ممکنه نتونی همیشه پز بدی چون کسی اون چیزی رو که تو میبینی و حس می کنی نمی بینه و حس نمی کنه. اونها مثل یه آهنگ بی نظیر می مونن منحصر به فرد برای اون رابطه خودتون. آهنگی که می شنوی ذوق می کنی امید می گیری غمگین می شی و ایده برای آیندت می گیری و کلی احساساتی که در خاطراتت داشتی تکرار می شه . آهنگی که همه می شنون ولی فقط شما دوتا می فهمین چی داره می گه .برای این آدمهای نایاب ( نه کمیاب ) قیمتی نمی شه گذاشت  دارایی ای هستند که کسی نمی تونه ازت بدزدتش !

 -------------------------------------------------------------------------

این متنی بود که احساس می کردم باید بنویسم برای تشکر از اونهایی که برام یا جواهری بودن و هستن یا آهنگی برای دوستان خوب ....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 11:13  توسط گلنار  | 

 

رابطه فیلریزم ۲ :

آقا رفته بودیم لم بدیم و آفتاب بگیریم ! که دیدم

اون از اون دست آدم هاییه که

لنگ هاش تو باتلاق گذشته است

کله اش تو حوضچه ی اکنون

و با دستهاش سعی می کنه آبشار آینده رو بگیره !

خلاصه از اونهایی که نمی دونن چه غلطی دارن می کنن !

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:58  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۳۳ :

به عنوان جا کلیدی برای دسته کلید خونه ی ۸۰۰متری تو ولنجک عشق هر کسی رو می شه آویزون کرد!

 

عشق فیلریزم ۳۴ :

اون عاشق ترین موجود کره ی زمین بود مهربون ترین آفریده ی خدا آماده ی جانفشانی برای یار !

در ضمن یک نکته ی کوچکی هم وجود داشت که

اون مردی/ زنی خپل کچل پیر و زشت بود!

 

عشق فیلریزم ۳۵ :

اگر موسیقیدان هستید عاشق کسی شوید که تفاوت صدای جارو برقی و ساکسیفونتان را درک کند !

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 14:50  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۳۲ :

گاهی دلم می خواد اون لبخندت یادم بیاد

تا بدونم بین تمام این بدبختی ها و سختی ها و مشکلات و مسایل و مکافات و ....

هنوز

تو کهنه کارترین میخ آزار دهنده ای هستی که تو افکارم فرو می ره !
آره گاهی دلم می خواد اون پوزخندت یادم بیاد !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 20:57  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۳۰ :

پسر چپون که داشت برای دختر کدخدای کوزه به دست تو چشمه جانماز آب می کشید یهو چشمش افتاد به دختر همسایه که داره از اون ور رد می شه و انقدر دقیق هیزی کرد که پرت شد تو چشمه و غرق شد!

 عشق فیلریزم ۳۱ :

خود او به نظر همه یک "گه" واقعا کامل به تمام معنا بود ولی وقتی قطعه ی گم شدش رو پیدا کرد همه به این حقیقت پی بردن که  چطور با عشق می شه از خطوط کمال هم گذر کرد و تبدیل به "سووپر گه" شد!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 17:58  توسط گلنار  | 

 

والدین فیلریزم ۲ :

شهین جون

هر کدوم از بچه هاش که به دنیا می اومدن یه طبقه به خونه اش اضافه می کرد.

و کنکور که می دادن  تو همون پارکینگ خونه براشون عروسی می گرفت.

من رو یاد کفتر باز خوشحالی می انداخت که بال پرنده هاش رو  می چینه !

 

والدین فیلریزم ۳ :

الف :  مادر من چی شد که به دنیا اومدم ؟


ب :دخترم تو رو لک لک ها آوردن

الف : نه یعنی می خوام بدونم شما از وسیله ی جلوگیریه خاصی استفاده نکرده بودین که جواب نداده باشه؟ آخه من یکم به این قرص هایی که مصرف می کنم مشکوکم !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 16:17  توسط گلنار  | 

 

یکی می گه : ما هممون نرمالیم ولی تو طبقه ی خودمون

به نظر من ولی یه سری نرمالترن مثل اون آقایی که کروات می زنه تو آسانسور دکمه هارو می زنه

البته قرار بود من این مساله رو به شماها نگم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 23:56  توسط گلنار  | 

 

زن فیلریزم :

الف : تو از اینکه نمی تونی مثل مردها بشاشی به دیوار عقده ای شدی ؟!

ب :نه  من از اینکه مثل فیل ها نمی تونم با ان دماغم دوش بگیرم عقده ای شدم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 23:0  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۲۹ ( وصف حال ) :

اون ترکیبیست از تمام ایدآلهای مرد رویاهای من

در زمانی اشتباه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 22:53  توسط گلنار  | 

 

 او آدمی مهربان است

برای بچه ها بادکنک های قرمز و خوشگل می خرد

تا وقتی بچه ها بادکنک هاشون می ترکد و عر می زدنند

به آنها با لذت اردنگی  بزند!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 13:21  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۲۸:

در دو طرف دیوار هر دو خوشحال بودند و عاشق

هم پسر چپون که شاخه گل رو برای دختر کدخدا هر شب می انداخت تو حیاطشون

هم مادر بزرگ دختر کدخدا که هر شب با خوشحالی چشم به راه اون شاخه گل تو حیاط می نشست کنار حوض .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 23:7  توسط گلنار  | 

 

من چطور می تونم به آینده ام تو ادبیات امیدی داشته باشم وقتی

پر نستالژی ترین شعر واسه ی من

نه از حافظ است نه سعدی نه مولوی نه نه نه نه ....

بلکه اون

ما دوتا داداشیم شب تو جامون می شاشیمه ؟!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:53  توسط گلنار  | 

 

الف : آقا اگر ممکنه اون ساندویچ ککتلم رو بهم بدین

ب : ساندویچ ککتل ؟ تو اصلا هیچ می دونی بچه ها تو جزایر گوگونداواندا دارن از گشنگی می میرن  ! بعد از من ساندویچ ککلتل می خوای !  

الف : آخه من پولش رو دادم الان !

ب : پسرم برو برو خجالت بکش تو هنوز بچه ای ! تو هیچ می دونی تو جزایر فشندافاندانتا پول یکسال دست رنج مردم نصف این نوشابست که تو می خوای بخوری ؟ تو اونوقت پز پولت رو می دی ؟

الف: من گشنمه ....

ب : تو هیچ می دونی  تو جزایر شفسگا مدرسه ندارن کفش ندارن بعد اونوقت تو مرفه بی درد...!

الف : آقا دهن مارو نمودی بده ساندویچمونو بریم

ب : تو اصلا می دونی در ساعت چند نفر نموده می شن تو جزایر .....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:3  توسط گلنار  | 

 

بازهم بازی یکسره ی خسته کننده ی عقده هایمان

 این مهره های دومینوی چیده شده

مرا می اندازد

پس  تو را می اندازم !

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 23:46  توسط گلنار  | 

 

الف :خوشحالی ؟

ب : چرا نباشم ؟

الف : خب برای جلسه بعد که میاید این چند تا قرص دیگم اضافه می کنم حتما به موقع مصرف کنید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:56  توسط گلنار  | 

 

سر و ته و وسط زدن فیلریزم :


"برین سینما و برین به سینما ! "

پ س .  بروید سینما و .........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:44  توسط گلنار  | 

 

رانندگی فیلریزم :

خطرناک ترین موجوده زنده ی وحشی : راننده تاکسی

 

زن و رانندگی فیلریزم 1 :

بچه اش  . ناهار .  افزایش حقوق همسر . عروسیه دختر زشته پروین خانم . اون گردن بنده .

 سفر اروپا. ثبت نام اصغر . ماسیدنه پنکیک رو صورتش . چشم روشنی . دماغ عملیه دختر ماشین بغلی.

 خلاصه همه چی جز اینکه ماشین جلویی چراغ ترمزش روشن شده !

 

زن و رانندگی فیلریزم 2 :

 این واقعا اوکازیونه اوکازیونه ماشینه یه خانم دکتره که هر روز  تو راه مطب البته چپ می کرده !

 

زن و رانندگی فیلریزم 3 :


عجب کتری قشنگی داری مهین جون

آره عزیزم این رو از دستگیره ی "بی ام و" آخریم ساختن که بردم ذوب آهن

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 16:35  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم 27 :

 عشق به اونی که مثل گرامافون می مونه !

یعنی:

جذابانه با اون آهنگهای رمانتیکش دلربایی می کنه

 و وقتی که باهاش قاطی بشی

 داستان  تو رو هم مثل یک آهنگ عشقی با جزییاتش برای همه پخش می کنه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:56  توسط گلنار  | 

 

سادگی فیلریزم : 

 من تازه فهمیدم به این سادگی ها که فکر می کردم نیست! در پس خلقت من هدفی والا مثل اسکول شدن وجود دارد!

 

دوستان فیلریزم :


الف : وای عزیز دلم ب جون فدات شم داری  آخره هفته کلا می ری دیگه اهو اهو اهو ( صدای گریه ) کلی  قرار بذاریم حتما همدیگر و ببینیم

ب : باشه .فردا عصری خوبه ؟

الف : وای عشق من فدات شم عسلکم  با اون چشمات! می دونی که من کلا خیلی وقتم پره این هفته همش بیزی ام ! نمی تونم اصلا بوس بوس !

  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:24  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم 23 :

می دونم چشمهای جذابش خیلی می ارزه  ولی فرصت مناسبی برای سرمایه گذاریه عاطفی نیست !

 

عشق فیلریزم 24 :

گردبادی که فقط توی  آغوش تو آروم می گیره خیلی  هو.س انگیزه!

 و وقتی که دیگه آروم نگیره هول انگیز !

 

عشق فیلریزم 25 :

هیچ وقت  از رایحه ی  تنهایی با کسی که بوی تنش بوی یه بازار شلوغه نمی شه لذت برد

 

عشق فیلریزم 26 : 

او  همیشه فکر می کرد  زنی / مردی بهتر بیرون این در برای او  ایستاده  پس هر شب به جای لبخند زیبای او که در میان بازوانش بود به دستگیره زشت در زل می زد !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 21:18  توسط گلنار  | 

 

دیدی دخترها تو خیابون با پسر که هستن گربه یا بچه می بینن چطوری صداشون نازک می شه قربون صدقه می رن : ( آخی گوگولی مگولی پگولی پگولی ! )

 بعد اگه تنها باشن با لگد می کوبن تو شیکمه طفل معصوم گربهه !

دیدی پسرها تشخیص نمی دن این دختر مهربون گوگولیا خیلی موذی اند ؟

دیدی پسرها حتی از کودکی هم به این نکته توجه نکردن که

ناقلانانه ترین نکته ی عشوه ایه تاریخ زیر سر همون دختره ی به ظاهر ساده ی مهربون بود که یه لنگه کفشش رو خونه ی یارو جا گذاشت !؟

خب من دیگه برم خیلی حرف زدم !

کسی این لنگه جورابه من و ندیده ؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 0:12  توسط گلنار  | 

 

سوسک فرهیخته ی جهان سومی

 سوسکی است که تهدید می شود

به وسیله ی کسی که خودش با  آنفلانزای خوکی و بحران مالیه جهان و اغتشاشات و بحران بی کاری و بحران بی شوهری و آمار طلاق و جنگ اتمی و نگرفتن ا لیسانس ت.می و نیروهای خارجی و داخلی و والدین و  اخبار و گشت ارشاد و دوستان ناباب و ... تهدید شده است !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 11:19  توسط گلنار  | 

 

فرهنگ فیلریزم :

 یه روز یه ترکه و لره و اصفهونیه و رشتیه و تهرونیه و شیرازیه و ......

خب بقیش رو بگو  قشنگ به ریش ایرونی بودنمون بخندیم دیگه !

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 0:26  توسط گلنار  |