تبليغاتX
Failure-ism
شعبه ی دیگری ندارد .
 

در یک روز بهاری تو خیابون کلاغا قار قار می کردن گاوها ماما می کردن قورباغه ها قور قور می کردن و آدمها جون جون 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:39  توسط گلنار  | 

 

فقط قدرت تصور و تخیل قوی می تونه  از ما یک انسان عاشق پیشه بسازه!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:50  توسط گلنار  | 

 

مسکالینی دارم بهتر از برگ علف/ چپقی بهتر از الک روان و آژانی که در این نزدیکیست / لای این شمشادها پای آن برج بلند!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:37  توسط گلنار  | 

 

اونقدر علمی جفنگ به هم بافت که فکر کردم پروفسوره رویاهامه !

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 22:38  توسط گلنار  | 

 

کودک درونش در سواحل جزایر لانگرهانس نشسته بود سیگار می کشید و به عقده ادیپش می اندیشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 18:11  توسط گلنار  | 

 

من و پنجره و صندلی / تو و اون کتاب لعنتی/من و مهمونی و رقص بندری / تو و اون کتاب لعنتی / من و ددر با  مشدی ممدلی / هنوزم تو و اون کتاب لعنتی ! 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 16:24  توسط گلنار  | 

hate me if u can !

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:19  توسط گلنار  | 

 

این زندگی به ما تجاوز می کنه و با همسایمون عشق بازی!

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:17  توسط گلنار  | 

 

 

تصمیمم و گرفته بودم

در رو که باز می کردم تو مثل همیشه اونجا نشسته بودی و بهم لبخند می زدی

ولی من با همیشه فرق داشتم می اومدم و چمدونهام رو می بستم

و بهت می گفتم می خوام واسه همیشه ترکت کنم.

فکر کردم تو حتما شوک زده می شی و شروع می کنی به گریه کردن

و شاید حتی ازم خواهش کنی یه فرصت برای دوست داشتن دوباره همدیگه بهت بدم و

 بخوای با به یاد خاطرات قدیممون و

و شروعی جدید من رو منصرف کنی.

  من حتما در جواب می گفتم تصمیمم رو گرفتم و

به همه چیز فکر کردم  ما  دیگه اون آدم ها نیستیم و این زندگی هم درست بشو نیست.

راستشو بخوای واقعا تصمیمم رو گرفته بودم

و به همه چیز فکر کرده بودم به جز اینکه

وقتی در رو باز می کنم تو مثل همیشه اونجا نباشی و این تو باشی که من رو ترک کردی

بدون اینکه بهم فرصت اینو بدی که  یه فرصت دیگه واسه دوست داشتن همدیگه ازت بخوام !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:48  توسط گلنار  | 

 

من شرایط افتضاحی دارم !

اکثر آدمها ازم فراری اند چون فکر می کنن من با دیگران فرق دارم

و

 مابقی بازم فراری اند چون می فهمن من با دیگران فرقی ندارم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 11:2  توسط گلنار  | 

HEY Stupid Cupid Dont ShooOT Me AnyMore !

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 13:58  توسط گلنار  | 

Indeed Thou Art my Tragic Flaw ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 13:57  توسط گلنار  | 

 

شما کرم داشتین هی بهش کرم می ریختین ؟

تا اون غصه بخوره و بره کراک بکشه تا کرم داشته باشه و به همتون کرم بریزه ؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:39  توسط گلنار  | 

 

قطعه گمشده من به وسیله قبیله ای آدم خوارها خوره شده یا تو اقیانوس با چتر فرود اومده و غرق شده شاید توی کوه آتش فشان افتاده یا با یه گردباد رفته به آسمونا  قطعه بیچاره گمشده من !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:35  توسط گلنار  |