تبليغاتX
Failure-ism
شعبه ی دیگری ندارد .
 

رابطه فیلریزم ۲ :

آقا رفته بودیم لم بدیم و آفتاب بگیریم ! که دیدم

اون از اون دست آدم هاییه که

لنگ هاش تو باتلاق گذشته است

کله اش تو حوضچه ی اکنون

و با دستهاش سعی می کنه آبشار آینده رو بگیره !

خلاصه از اونهایی که نمی دونن چه غلطی دارن می کنن !

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:58  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۳۳ :

به عنوان جا کلیدی برای دسته کلید خونه ی ۸۰۰متری تو ولنجک عشق هر کسی رو می شه آویزون کرد!

 

عشق فیلریزم ۳۴ :

اون عاشق ترین موجود کره ی زمین بود مهربون ترین آفریده ی خدا آماده ی جانفشانی برای یار !

در ضمن یک نکته ی کوچکی هم وجود داشت که

اون مردی/ زنی خپل کچل پیر و زشت بود!

 

عشق فیلریزم ۳۵ :

اگر موسیقیدان هستید عاشق کسی شوید که تفاوت صدای جارو برقی و ساکسیفونتان را درک کند !

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 14:50  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۳۲ :

گاهی دلم می خواد اون لبخندت یادم بیاد

تا بدونم بین تمام این بدبختی ها و سختی ها و مشکلات و مسایل و مکافات و ....

هنوز

تو کهنه کارترین میخ آزار دهنده ای هستی که تو افکارم فرو می ره !
آره گاهی دلم می خواد اون پوزخندت یادم بیاد !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 20:57  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۳۰ :

پسر چپون که داشت برای دختر کدخدای کوزه به دست تو چشمه جانماز آب می کشید یهو چشمش افتاد به دختر همسایه که داره از اون ور رد می شه و انقدر دقیق هیزی کرد که پرت شد تو چشمه و غرق شد!

 عشق فیلریزم ۳۱ :

خود او به نظر همه یک "گه" واقعا کامل به تمام معنا بود ولی وقتی قطعه ی گم شدش رو پیدا کرد همه به این حقیقت پی بردن که  چطور با عشق می شه از خطوط کمال هم گذر کرد و تبدیل به "سووپر گه" شد!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 17:58  توسط گلنار  | 

 

والدین فیلریزم ۲ :

شهین جون

هر کدوم از بچه هاش که به دنیا می اومدن یه طبقه به خونه اش اضافه می کرد.

و کنکور که می دادن  تو همون پارکینگ خونه براشون عروسی می گرفت.

من رو یاد کفتر باز خوشحالی می انداخت که بال پرنده هاش رو  می چینه !

 

والدین فیلریزم ۳ :

الف :  مادر من چی شد که به دنیا اومدم ؟


ب :دخترم تو رو لک لک ها آوردن

الف : نه یعنی می خوام بدونم شما از وسیله ی جلوگیریه خاصی استفاده نکرده بودین که جواب نداده باشه؟ آخه من یکم به این قرص هایی که مصرف می کنم مشکوکم !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 16:17  توسط گلنار  | 

 

یکی می گه : ما هممون نرمالیم ولی تو طبقه ی خودمون

به نظر من ولی یه سری نرمالترن مثل اون آقایی که کروات می زنه تو آسانسور دکمه هارو می زنه

البته قرار بود من این مساله رو به شماها نگم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 23:56  توسط گلنار  | 

 

زن فیلریزم :

الف : تو از اینکه نمی تونی مثل مردها بشاشی به دیوار عقده ای شدی ؟!

ب :نه  من از اینکه مثل فیل ها نمی تونم با ان دماغم دوش بگیرم عقده ای شدم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 23:0  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۲۹ ( وصف حال ) :

اون ترکیبیست از تمام ایدآلهای مرد رویاهای من

در زمانی اشتباه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 22:53  توسط گلنار  | 

 

 او آدمی مهربان است

برای بچه ها بادکنک های قرمز و خوشگل می خرد

تا وقتی بچه ها بادکنک هاشون می ترکد و عر می زدنند

به آنها با لذت اردنگی  بزند!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 13:21  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۲۸:

در دو طرف دیوار هر دو خوشحال بودند و عاشق

هم پسر چپون که شاخه گل رو برای دختر کدخدا هر شب می انداخت تو حیاطشون

هم مادر بزرگ دختر کدخدا که هر شب با خوشحالی چشم به راه اون شاخه گل تو حیاط می نشست کنار حوض .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 23:7  توسط گلنار  | 

 

من چطور می تونم به آینده ام تو ادبیات امیدی داشته باشم وقتی

پر نستالژی ترین شعر واسه ی من

نه از حافظ است نه سعدی نه مولوی نه نه نه نه ....

بلکه اون

ما دوتا داداشیم شب تو جامون می شاشیمه ؟!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:53  توسط گلنار  | 

 

الف : آقا اگر ممکنه اون ساندویچ ککتلم رو بهم بدین

ب : ساندویچ ککتل ؟ تو اصلا هیچ می دونی بچه ها تو جزایر گوگونداواندا دارن از گشنگی می میرن  ! بعد از من ساندویچ ککلتل می خوای !  

الف : آخه من پولش رو دادم الان !

ب : پسرم برو برو خجالت بکش تو هنوز بچه ای ! تو هیچ می دونی تو جزایر فشندافاندانتا پول یکسال دست رنج مردم نصف این نوشابست که تو می خوای بخوری ؟ تو اونوقت پز پولت رو می دی ؟

الف: من گشنمه ....

ب : تو هیچ می دونی  تو جزایر شفسگا مدرسه ندارن کفش ندارن بعد اونوقت تو مرفه بی درد...!

الف : آقا دهن مارو نمودی بده ساندویچمونو بریم

ب : تو اصلا می دونی در ساعت چند نفر نموده می شن تو جزایر .....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:3  توسط گلنار  | 

 

بازهم بازی یکسره ی خسته کننده ی عقده هایمان

 این مهره های دومینوی چیده شده

مرا می اندازد

پس  تو را می اندازم !

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 23:46  توسط گلنار  | 

 

الف :خوشحالی ؟

ب : چرا نباشم ؟

الف : خب برای جلسه بعد که میاید این چند تا قرص دیگم اضافه می کنم حتما به موقع مصرف کنید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:56  توسط گلنار  | 

 

سر و ته و وسط زدن فیلریزم :


"برین سینما و برین به سینما ! "

پ س .  بروید سینما و .........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:44  توسط گلنار  | 

 

رانندگی فیلریزم :

خطرناک ترین موجوده زنده ی وحشی : راننده تاکسی

 

زن و رانندگی فیلریزم 1 :

بچه اش  . ناهار .  افزایش حقوق همسر . عروسیه دختر زشته پروین خانم . اون گردن بنده .

 سفر اروپا. ثبت نام اصغر . ماسیدنه پنکیک رو صورتش . چشم روشنی . دماغ عملیه دختر ماشین بغلی.

 خلاصه همه چی جز اینکه ماشین جلویی چراغ ترمزش روشن شده !

 

زن و رانندگی فیلریزم 2 :

 این واقعا اوکازیونه اوکازیونه ماشینه یه خانم دکتره که هر روز  تو راه مطب البته چپ می کرده !

 

زن و رانندگی فیلریزم 3 :


عجب کتری قشنگی داری مهین جون

آره عزیزم این رو از دستگیره ی "بی ام و" آخریم ساختن که بردم ذوب آهن

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 16:35  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم 27 :

 عشق به اونی که مثل گرامافون می مونه !

یعنی:

جذابانه با اون آهنگهای رمانتیکش دلربایی می کنه

 و وقتی که باهاش قاطی بشی

 داستان  تو رو هم مثل یک آهنگ عشقی با جزییاتش برای همه پخش می کنه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:56  توسط گلنار  | 

 

سادگی فیلریزم : 

 من تازه فهمیدم به این سادگی ها که فکر می کردم نیست! در پس خلقت من هدفی والا مثل اسکول شدن وجود دارد!

 

دوستان فیلریزم :


الف : وای عزیز دلم ب جون فدات شم داری  آخره هفته کلا می ری دیگه اهو اهو اهو ( صدای گریه ) کلی  قرار بذاریم حتما همدیگر و ببینیم

ب : باشه .فردا عصری خوبه ؟

الف : وای عشق من فدات شم عسلکم  با اون چشمات! می دونی که من کلا خیلی وقتم پره این هفته همش بیزی ام ! نمی تونم اصلا بوس بوس !

  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:24  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم 23 :

می دونم چشمهای جذابش خیلی می ارزه  ولی فرصت مناسبی برای سرمایه گذاریه عاطفی نیست !

 

عشق فیلریزم 24 :

گردبادی که فقط توی  آغوش تو آروم می گیره خیلی  هو.س انگیزه!

 و وقتی که دیگه آروم نگیره هول انگیز !

 

عشق فیلریزم 25 :

هیچ وقت  از رایحه ی  تنهایی با کسی که بوی تنش بوی یه بازار شلوغه نمی شه لذت برد

 

عشق فیلریزم 26 : 

او  همیشه فکر می کرد  زنی / مردی بهتر بیرون این در برای او  ایستاده  پس هر شب به جای لبخند زیبای او که در میان بازوانش بود به دستگیره زشت در زل می زد !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 21:18  توسط گلنار  | 

 

دیدی دخترها تو خیابون با پسر که هستن گربه یا بچه می بینن چطوری صداشون نازک می شه قربون صدقه می رن : ( آخی گوگولی مگولی پگولی پگولی ! )

 بعد اگه تنها باشن با لگد می کوبن تو شیکمه طفل معصوم گربهه !

دیدی پسرها تشخیص نمی دن این دختر مهربون گوگولیا خیلی موذی اند ؟

دیدی پسرها حتی از کودکی هم به این نکته توجه نکردن که

ناقلانانه ترین نکته ی عشوه ایه تاریخ زیر سر همون دختره ی به ظاهر ساده ی مهربون بود که یه لنگه کفشش رو خونه ی یارو جا گذاشت !؟

خب من دیگه برم خیلی حرف زدم !

کسی این لنگه جورابه من و ندیده ؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 0:12  توسط گلنار  | 

 

سوسک فرهیخته ی جهان سومی

 سوسکی است که تهدید می شود

به وسیله ی کسی که خودش با  آنفلانزای خوکی و بحران مالیه جهان و اغتشاشات و بحران بی کاری و بحران بی شوهری و آمار طلاق و جنگ اتمی و نگرفتن ا لیسانس ت.می و نیروهای خارجی و داخلی و والدین و  اخبار و گشت ارشاد و دوستان ناباب و ... تهدید شده است !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 11:19  توسط گلنار  | 

 

فرهنگ فیلریزم :

 یه روز یه ترکه و لره و اصفهونیه و رشتیه و تهرونیه و شیرازیه و ......

خب بقیش رو بگو  قشنگ به ریش ایرونی بودنمون بخندیم دیگه !

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 0:26  توسط گلنار  | 

 

سنت فیلریزم :

به به به .... زندگیه زن آب شویی تون مبارک !

ایشالا دخترم با لباس سفید رفتی با لباس سفیدم برگردی ! به به به .....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 22:40  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۲۲:

عشق من اون گیسوانت را بنداز پایین تا من بیایم پیشت

وای عشق من نمی توانم چون مو هایم را تیراشیده ام آخه می دونی خیلی مد شده بین بروبکس هنری !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 21:58  توسط گلنار  | 

 

دختر کدخدا رفت فرنگ

کوزه اش رو هم یه جوری چپوند تو چمدونش

فقط هنوز نمی دونه  " دختر کدخدا " به زبونه خارجی چی می شه !

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 21:53  توسط گلنار  | 

 

برنامه هر شب خارج از سینماها :

سمفونیه خورد شدن استخوانها !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 20:36  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۲۱ :

تو این روزهای داغ تابستون برای زنده موندن یکم نیاز به سردیه روابط هست تا گرمای عشق !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 20:24  توسط گلنار  | 

 

کودک فیلریزم ۲:

والدین یا انقدر بچه ها رو تحت فشار قرار می دن که بالاخره مثل فنر در می رن

یا انقدر ولشون می کنن که مثل کش بر می گردن تو صورت خودشون !

آقا بچه باید در تعادل باشه عین یک گل که بالاخره یه گوسفندی پیدا بشه بپسندتش !

به به به .....

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 0:32  توسط گلنار  | 

 

دراگز فیلریزم :

انقدر همه چی فانتزیه که دیگه نیازی به ددراگز برای توهم نیست ! به به به ......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 0:28  توسط گلنار  | 

 

در صحنه تاتر زندگی می کنیم

                           و در صف تاتر برای دیدن ۱ ساعت از زندگی بلیط می خریم !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:33  توسط گلنار  | 

 

بع بع می کنم

                    پس هستم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:8  توسط گلنار  | 

 

به چمدونم با عصبانیت نگاه می کنم داد می زنم آخه اونجا کی زبونه من رو می فهمه ؟!

چمدون درش بازو بسته می شه و بهم می گه مگه اینجا کسی زبونت رو می فهمه !

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 16:11  توسط گلنار  | 

 

انقدر همه چی اینتلکتچوآلی شده که حتی برای ماست خریدن هم تو سکانس آخره دریمرز قرار می گیری !

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 0:25  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم* 18 :

دوستم داره حتی بیشتر از کیسه بوکس اش !

 

عشق فیلرزم 19 :

 دوستان اگر با عشق سقفی از ستاره ها می سازین جدا از مشکلات برف و بارون باید منتظر ریدن هر کلاغ ک.ن دریده ای تو زندگیتون باشین!

 

عشق فیلریزم 20 :


به جای تحمیل عقایدت رو سرو ریخت و قیافه و رفتار و افکار  من . پاشو برو کلاس مجسمه سازی اون موجوده وحشتناکی که تو کله اته رو کلا از ابتدا خلقش کن !

 

 

*. failure-ism

 a new movement by injaneb 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 10:15  توسط گلنار  | 

 

داروخانه ایه سر کوچه

می دونست که هر کس چند بار در ماه نفازولین می خره

می دونست کی همیشه دنبال چه جور  قرص هایی می یاد

و  دوست دخترهای جورواجوره  اونایی که دنبال سوپاپ اطمینان می اومدن رو تو خاطرش می سپرد

اون خلاصه خیلی چیزها می دونست و هر روز می خواست بیشتر بدونه !

سالهای سال گذشت

و در نهایت اون بود که کل زندگیش رو تباه کرد

با  جمع کردنه یکسره ی دانستنی های بیشتر در مورد زندگیه آدمهایی که به نظر اون داشتن زندگیشون رو تباه می کردن !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 16:58  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۱۷ :

حالا که قرار شد من عرررخ خوررری رو ترک کنم تا تو منو ترک نکنی بیا یه پیک به سلامتیه زندگیه جدیدمون بزنیم !

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 16:48  توسط گلنار  | 

 

مای نیو سانگ :

ما یه سری ذره  بودیم تو یه جاسیگاری

که الآن خالیمون کردن تو یه زباله دانی !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 13:50  توسط گلنار  | 

 

تو فرودگاه

چمدونم رو با وحشت می ذارم وزن کنن

خانم چمدون فقط  15 کیلوست مشکلی نداره. می خواین صندلیتون کنار پنجره باشه ؟

با تعجب به چمدونم نگاه می کنم

تمام نستاليژیهای زندگیم که اینقدر رو قلبم سنگینی می کنه

فقط 15 کیلوست !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:38  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم* 14 :

اگه  یه کیسه ی گنده بادوم زمینی بود

که من همش رو بچپونم تو دهنم

و اون حرفها رو نمی تونستم بزنم

شاید تو هنوز اینجا بودی

اگه یه کیسه ی گنده بادوم زمینی بود شاید  تو هم  هنوز بودی

 

عشق فیلریزم 15 :


تعداد معدودی از رابطه ها مثل یه ویالونه بی نظیره  که سیم نداره !

 

عشق فیلریزم 16 :

الف : عزیزم من می تونم رو حرفهات حساب کنم

ب : آره عشق من همیشه می تونی رو حرفهام حساب کنی

الف : اوه پس من واقعا خوشحالم

ب : واسه چی خوشحالی ؟
الف: واسه اینکه می تونم رو حرفهات حساب کنم دیگه

ب : من کی یه همچین حرفی زدم ؟!

 

*. failure-ism

 a new movement by injaneb

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 11:53  توسط گلنار  | 

 

یک آدم ورژنه خودسانسوری نشده ....

چیزیه که آرزو دارم تا آخر عمرم یکیش رو پیدا کنم و ببینم !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 0:34  توسط گلنار  | 

 

فرشته ها فیلریزم  :

واسه بعضی ها اونقدر بدبختی از آسمون می باره که فکر می کنم وقتی که بمیرن

 فرشته ها چطوری روشون می شه تو چششون نگاه کنن !

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 0:28  توسط گلنار  | 

 

ای انسان

             ای موجوده نفرت انگیز پست وحشیه کثافته گه !

ای کاش من سگ بودم زبان تورا نمی فهمیدم !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 0:16  توسط گلنار  | 

 

امروز تو پاساژ

به دخترهایی با دماغهای انقدر عملی که می ترسی با نسیم بعدی کنده بشن

و موها و کلاه گیسهای طلایی و پوستهای رنگه تخته سیاه و ابروهای تتوی شیطونی

با یک پنکیکهایی با عمق ۵ سانتیمتر و رژلبهای پولکیه براق و لنزهای طوسیه ور اومده 

سعی  کردم با محبت نگاه کنم

که فهمیدم

مرد بودن هم باید خیلی سخت باشه !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 21:49  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۱۳ :

الف :تو من رو نمی فهمی

ب : تو هم من رو نمی فهمی

الف : تو نفهمی

ب : تو هم نفهمی

الف : تو می خوای با من باشی ؟

ب : تو چی  می خوای با من باشی ؟

الف :من عاشقتم

ب : منم عاشقتم

الف : می شه هرچی می گم تکرار نکنی ؟

ب : چی می شه هرچی می گی تکرار نکنم ؟

الف : هیچی

ب : خب هیچی !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 21:40  توسط گلنار  | 

 

ارتباط فیلریزم :

راننده با عصبانیت گفت

زنهای این دوره هار شدن ! 

من بهش با احساس ترحم لبخند زدم

اون ولی با وحشت دندونهام رو دید !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 21:33  توسط گلنار  | 

 

سلام عزیزم

ظرفها تمیزن

زمین هم همینطور

بچه ها هم رفتن حموم

شام هم آمادست

دسر هم درست کردم

امیدوارم امشب با معشوقت تو رستوران قرار نذاشته باشی

 

فقط مردها قند تو دلشون با این جمله ها آب نشه !

این فقط متنه یه  تلفنیه که ممکنه هر زنی هم به همون اندازه دوست داشته باشه شوهرش بهش بزنه !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 21:23  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۱۲ و کودک فیلریزم ۱ راه حل فیلریزم *۲ ! :

الف : من دیگه نمی تونم ادامه بدم آخه معتاده دست بزنم داره کارهم نداره با یه دخترم ریخته رو هم شکاک هم هست شیزوفرنی هم داره همش هم داره آروغ میزنه ( اهو اهو اهو (( صدای گریه )))

ب : دخترم  یه بچه بیارین زندگیتون عوض می شه همه چی خوب می شه !

 

*. failure-ism

 a new movement by injaneb

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:30  توسط گلنار  | 

 

عشق فیلریزم ۱۱ :

 خیلی از رابطه ها مثل خوردن تن ماهی ای شده که سالهاست تاریخ انقضاش گذشته !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:25  توسط گلنار  | 

 

الف : پسرم چرا سیگار می کشی ؟

ب : پدر واقعا متاسفم ولی آخه باید جوینت رو لای یه چیزی بپیچم !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:12  توسط گلنار  | 

 

لذت زن بودن  ۱:

هیچ وقت شوهرت نمی تونه بیاد غافلگیرت کنه بگه که حامله است !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 23:54  توسط گلنار  |