دیدی دخترها تو خیابون با پسر که هستن گربه یا بچه می بینن چطوری صداشون نازک می شه قربون صدقه می رن : ( آخی گوگولی مگولی پگولی پگولی ! )
بعد اگه تنها باشن با لگد می کوبن تو شیکمه طفل معصوم گربهه !
دیدی پسرها تشخیص نمی دن این دختر مهربون گوگولیا خیلی موذی اند ؟
دیدی پسرها حتی از کودکی هم به این نکته توجه نکردن که
ناقلانانه ترین نکته ی عشوه ایه تاریخ زیر سر همون دختره ی به ظاهر ساده ی مهربون بود که یه لنگه کفشش رو خونه ی یارو جا گذاشت !؟
خب من دیگه برم خیلی حرف زدم !
کسی این لنگه جورابه من و ندیده ؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 0:12 توسط گلنار
|
پرواز را به خاطر بسپار ! پرنده را گربه ی همسایه خورد !!