دیدی دخترها تو خیابون با پسر که هستن گربه یا بچه می بینن چطوری صداشون نازک می شه قربون صدقه می رن : ( آخی گوگولی مگولی پگولی پگولی ! )

 بعد اگه تنها باشن با لگد می کوبن تو شیکمه طفل معصوم گربهه !

دیدی پسرها تشخیص نمی دن این دختر مهربون گوگولیا خیلی موذی اند ؟

دیدی پسرها حتی از کودکی هم به این نکته توجه نکردن که

ناقلانانه ترین نکته ی عشوه ایه تاریخ زیر سر همون دختره ی به ظاهر ساده ی مهربون بود که یه لنگه کفشش رو خونه ی یارو جا گذاشت !؟

خب من دیگه برم خیلی حرف زدم !

کسی این لنگه جورابه من و ندیده ؟!