عشق فیلریزم ۳۰ :
پسر چپون که داشت برای دختر کدخدای کوزه به دست تو چشمه جانماز آب می کشید یهو چشمش افتاد به دختر همسایه که داره از اون ور رد می شه و انقدر دقیق هیزی کرد که پرت شد تو چشمه و غرق شد!
عشق فیلریزم ۳۱ :
خود او به نظر همه یک "گه" واقعا کامل به تمام معنا بود ولی وقتی قطعه ی گم شدش رو پیدا کرد همه به این حقیقت پی بردن که چطور با عشق می شه از خطوط کمال هم گذر کرد و تبدیل به "سووپر گه" شد!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 17:58 توسط گلنار
|
پرواز را به خاطر بسپار ! پرنده را گربه ی همسایه خورد !!